بسم رب الشهداء والصديقين
 http://na3lehozo0r.blogfa.com

به تفحص گنجينه ها رفتن كه كار هر كسي نيست آيا جرات اين را داريم به استخراج اين گنج برويم !دل به ميدان جنگي بزنيم كه بازوهاي اخلاص را ورزيده كرد هزاران هزار پا، كوه ايستادگي تربيت كرد .تنها جاده ي به سمت كربلا را نشان ميداد. در مفصل ترين مهماني اوج تجملش در سنگرها عاشورا بود بدون خرجهاي كلان ! تمام خاكريزش گودال لغزش و غفلت را صاف ميكرد .نقشه ها فلش هاي خدا طلبي را نشان ميداد .از سيم خاردارها زرو سيم سبز نمي شد .چفيه مناسبتي نبود همان همدم هميشگي سيد علي ،ماندگار برروي شانه هاي حيدريش وقتي بي قرارانه گرد غربت هشتم را به جان مي خرد .پيراهنهاي خاكي بس عزيز بودند خدا زمين را به رنگ آن آفريد از مد افتاده نبود.رمزهاي عملياتي كه با دستهاي حضرت عباس (س)‌پيوند ميخورد آب آور بود بوي نان نميداد!بگذار راحت بگويم از لاي اين سيمها به خط زدم ودرميان امواج همچون موج گرفته هاي مجنون "بصير"را با وجود اينهمه كلاغواره، فرياد بيآورم دوباره مرد لازم دارد اين جنگي كه نه از آن گريزي است و نه گزيري از دردوارهايي كه مردانه در نبرد به خون تپيدند و عده اي به يمن دولتش مستطيع شدند.از فكه، دكه اي زده شد تا راي بياورند .اخلاص تمام نخلها را به رنگي فروختند .از سومار طوماري امضاء كردندو قسم خوردند تا خورشيد را به غروب ننشانند دست برندارند . در والفجر به دنبال قافيه بودند تا در زيرچلچراغهاي شبستان عافيت خوش رقصي كنند.دجله و كارون برايشان تمدن آورنبود و در گفتگوها به جاي حديث اروند؛ خيانت بود كه جولان داده مي شد .حماسه مرصاد را به رشوه اي به سانحه تبديل كرده و برايش كروكي كشيدند تا مصون بماند .شلمچه برايشان مقتل نبود پايانه مبادلات ارز براي تصاحب مقام كه هر چه پول بيشتر قدرت افزون تر...! سهمشان از سه راهي شهادت مختلس ازتكه پاره استخواني كه درمحافل براي گرفتن انديشه ها كليد ميخورد. فتح المبين كه ثابت شد ، استعفا دادندو به سوراخي خزيدند و هنر به گِل نشستن را روي بوم كشيده و نمايش دادند. طاقت نياوردند در خطي مقدم ، مسلم علم بدست گرفته ،و براي حسين اين جان ناقابل وجسم ناقص را فدا خواهد كرد ،خطي سياه كشيدند وخفاشها را در روز روشن رها كردند تا خراشي بياندازد برسيرت خورشيد! بغض كربلاي 5 را در سينه داشتند اما نشان ندادند تا اين زمان كه با ديدن خيمه هاي برافراشته حسين (ع)‌ مشعلهاي كينه و نفاق را به دامن خيمه ها سپرده و به صورت ال الله سنگ زدند . خون نوشته شهدا را در تولد آن عجوزه اي كه پرورش سگ براه انداخته با بي حيايي فروختند تا به جاه برسند. خس خس سينه هاي هورالعظيم را به كف و سوتي ممتد نشانه رفتند .خيبررا تحريف كردند به نام مذاكره و از هر در و دريچه اي،سنگ كلمه اي ساختند و بدست روبه صفتان دادند. باز، مانده از گنج تا بگويم شبهاي عمليات كسي كدام طرفي نبود همه يك طرف بودند به يك مسير با يك سيم ولايت آنهم فقيه بهم وصل شده دل به دريا زدند بدون شكمهاي برآمده و ته ريش هاي آنكار شده .يقين داشتند فرمانده شان خودكاري كه بدست گرفته ونقشه راه را ميكشد از بيت المال نيست . دفاع را نه براي يك وجب خاك چرا كه هر كجا نواي لا الا اله الله باشد آنجا مرز اسلام است ، بلكه براي ولايت آل محمد (ص)‌، مقدس خواندند و سر را به خدا سپردند چرا كه امامشان ميخواست جزاير حفظ شود و شد با تن هاي سيبل شده در برابر دشمن ! هراسي نبود چون امام گفته اندك آبرويم را دركف دست گرفتم براي انقلاب تا بماند. نديدند جاهلان و غافلان كه در بيت المقدس سنگر به سنگر با دست خالي ،چگونه تيربار فتنه از دست دشمن در آورده شد ، چرا كه به قول خدا ابراهيم در آتش نخواهد سوخت، اعتماد داشتند. حجابشان خون شد حيا و عفتشان خون شد تا پاهاي لغزيده خواص دنيا براي بدست گرفتن مقامهاي چرب و درست كردن يك جمهوري تقلبي ؛ و هشدار امام كه مسامحه نكنيد وحالت تهاجمي بگيريد در حصر آبادان همه آنهايي كه مستطيع بودند و حجشان واجب اما زمانی كه حسين(ع)  به كربلا ميرود ؟؟ و چه از اينها دنیاگرایاني كه درآمدشان و همچنين شأن اجتماعيشان در آن طرف آبها مهم تر بود، را با رسوا یی بشكنند.

دفاع نوشت:
همصدا با ولي مسلمین جهان در سنگري تنگ با دزدان اعتقاد و چپاولگران دین ؛بایدقران با خط سید علی بدست گرفت درکنار اسلحه و کوله باری
از شهید که جان تازه‌ئی به امت اسلام بخشید ازمن و ماعبور كرد وسوخت و ازاين سوختن است كه پروانه ها به طوافت خواهند آمد چرا كه "گاهی زنده ماندن و زیستن و تلاش کردن در یک محیط،به مراتب مشکلتر از کشته شدن و شهید شدن و به لقای خدا پیوستن است"*راستي قطعنامه اي دركار نيست تا وقتي جنگ اژدهای درون گرفته تا دجال های برون هست.